ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

92

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

سبب آوردن لفظ « اقبال » براي رو آوردن ، به طور مجاز براي دنيا مناسب است . آن گاه امام ( ع ) آخرت را كه در حال رو آوردن است به دليل شرافتش بر دنيا ، مانند موجود بلند مرتبه‌ايى نسبت به موجود پستى دانسته است وبه همين مناسبت لفظ « اشراف » را براي آن به كار برده وبه خاطر مغبوط بودن كارهاى آخرت آن را تشبيه به شخص آگاهى كرده است كه از بالا به پايين مىنگرد ولفظ « اطلاع » را براي آن استعاره آورده است . ممكن است منظور از اشراف واطّلاع داشتن آخرت ، اشراف واطلاع داشتن خداوند باشد ، وبه خاطر جلال وعظمت خداوند به طور كناية ، به آخرت تعبير شده است ؛ چنان كه از شخص فاضل ودانشمند به پيشگاه ومحضر تعبير مىشود . در اين صورت صفت آگاهى واطّلاع قرينه براي اين معناست . ( 6542 - 6530 ) مطلب سومى كه از اين خطبه فهميده مىشود اين است كه امام ( ع ) با ذكر كلماتي نظير « سباق » « جنّت » و « نار » لزوم آمادگى انسان را مورد توجه قرار داده واين مطلب از عبارت : وإنّ اليوم المضمار تا والغاية النّار ، معلوم مىشود . كلمهء « يوم » در اين جا كناية از باقيماندهء عمر انسان وخبر آن « مضمار » است . واعراب اين كلمات به اين گونه است كه دو كلمهء « مضمار » و « سباق » هم به رفع وهم به نصب خوانده شده است ، رفعشان به اين دليل است كه خبر « انّ » مىباشند ودر اين صورت ، « يوم » اسم « انّ » است . شارح در توجيه معنوي مضمار چنين مىفرمايد : به دليل مشابهتى كه ميان باقي ماندهء عمر ومدّت آمادگى براي مسابقه وجود دارد آن را « مضمار » گفته‌اند زيرا انسان در مدّت باقيماندهء عمر ، با انجام كارهاى نيك ، رياضت مىكشد وبا كسب كردن تقوا آمادگى براي رسيدن به كمال معنوي پيدا مىكند ، تا از پيشروان به سوى ديدار پروردگار ومقربان درگاه أو باشد ، همچنان كه أسب به واسطهء رژيم لاغرى آمادهء شركت در مسابقه مىشود .